انجمن اختصاصی ایران لیگ
متن ترانه های محسن نامجو - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن اختصاصی ایران لیگ (http://www.ir-ligue.ir)
+-- انجمن: انجمن فرهنگی، هنری و ادبیات (/forum-82.html)
+--- انجمن: تالار موسیقی - Music (/forum-85.html)
+---- انجمن: موسیقی ایرانی مجاز (/forum-366.html)
+----- انجمن: لیریک موزیک ویدیو و آهنگ های ایرانی (/forum-369.html)
+----- موضوع: متن ترانه های محسن نامجو (/thread-12703.html)

صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6


RE: متن ترانه های محسن نامجو - ̶M̶E̶H̶R̶N̶A̶Z̶ - ۲۹-۲-۱۳۹۲ ۰۱:۵۵ صبح

دلا دیدی

محسن نامجو:
دلا دیدی که خورشید از شب سرد

چو آتش سر ز خاکستر برآورد

هم خوانی:
زمین و آسمان گلرنگ و گلگون

جهان ، دشت شقایق گشت از این خون

محسن نامجو :
نگر تا این شب خونین سحر کرد ، نگر تا این شب خونین سحر کرد
چه خنجرها که از دل ها گذر کرد ، چه خنجرها که از دل ها گذر کرد
ز هر خون دلی سروی قد افراشت ، ز هر خون دلی سروی قد افراشت
به هر سروی تذروی نغمه برداشت ، به هر سروی تذروی نغمه برداشت

دلا دیدی که خورشید از شب سرد

چو آتش سر ز خاکستر برآورد

زمین و آسمان گلرنگ و گلگون
زمین و آسمان گلرنگ و گلگون

جهان ، دشت شقایق گشت از این خون

نگر تا این شب خونین سحر کرد ، نگر تا این شب خونین سحر کرد
چه خنجرها که از دل ها گذر کرد ، چه خنجرها که از دل ها گذر کرد
ز هر خون دلی سروی قد افراشت ، ز هر خون دلی سروی قد افراشت
به هر سروی تذروی نغمه برداشت ، به هر سروی تذروی نغمه برداشت

هم خوانی:
صدای خون در آواز تذرو است

دلا این یادگار خون سرو است

دلا این یادگار خون سرو است

دلا این یادگار خون سرو است

دلا این یادگار خون سرو است

دلا این یادگار ، این یادگار خون سرو است

دلا این یادگار خون سرو است

نگر تا این شب خونین سحر کرد ، چه خنجرها که از دل ها گذر کرد

ز هر خون دلی سروی قد افراشت

دلا این یادگار خون سرو است

ز هر خون دلی سروی قد افراشت ، به هر سروی تذروی نغمه برداشت

دلا این یادگار خون سرو است



RE: متن ترانه های محسن نامجو - ̶M̶E̶H̶R̶N̶A̶Z̶ - ۲۹-۲-۱۳۹۲ ۰۱:۵۶ صبح

قشقایی

ای فسانه ،فسانه، خسانند آنان
که فرو بسته ره را و ره را به گلزار

خس به صد سال طوفان ننالد، ننالد
گل ز یک تند باد است و بیمار ، بیمار

تو مپوشان ، مپوشان سخن ها که داری
تو مپوشان ، مپوشان سخن ها که داری

جز سرشکی به رخساره ی غم
جز سرشکی به رخساره ی غم

ای دل من ، دل من ، دل من
ای دل من ، دل من ، دل من

بینوا ، مضطرا ، قابل قابل من
باهمه باهمه خوبی و قدر و دعوی
از تو آخر چه شد حاصل من

عاشقا خیز که آمد، که آمد بهاران
چشمه کوچک از ، کوچک از کوه جوشید

گل به صحرا در آمد در آمد چو آتش
رود تیره، تیره چو توفان خروشید

گل به صحرا در آمد در آمد چو آتش
رود تیره، چو توفان چو توفان خروشید

دشت از گل شده هفت رنگه
در شب تیره، دیوانه ای کاو

دل به رنجی گریزان سپرده
در دره ی سرد و خلوت نشسته

همچو ساقه ی گیاهی فسرده
می کند داستانی غم آور
می کند داستانی غم آور

ای فسانه فسانه فسانه
ای خدنگ تو را من نشانه

ای علاج دل ای داروی درد
هم ره گریه های شبانه
با من سوخته در چه کاری

دشت از گل شده هفت رنگه
دشت از گل شده هفت رنگه



RE: متن ترانه های محسن نامجو - ̶M̶E̶H̶R̶N̶A̶Z̶ - ۲۹-۲-۱۳۹۲ ۰۱:۵۶ صبح

خان باجی

لای لای،لا لا لال لای
لای لای ... خان باجی مه‌رۆ
خان باجی مه‌رۆ
خان باجی خان باجی نرو
ان باجی نرو, خان باجی چاوت
ڕه‌شه‌ به‌خوماره‌وه‌
چشمانت سیاه است و مستان
خان باجی! لێوت په‌ڕی هه‌ناره‌وه‌
خان باجی لبانت همچون انار است
خان باجی! لای لای لا لا لا لای لای لای


خان باجی نرو...خان باجی
چشمان سیاه است و مستان خان باجی
لبانت هچو انار است خان باجی
تو خودت قول دادی، با چشمانت به من لبخند زدی
خدای بالا سر از دلم آگاه است
دلم آتش گرفته، خونه ام را بسوزان
تو را به شاه دالاهو قسمت می دهم
یا مهمانم بکن یا مهمانم بشو
--------------------------------------------



RE: متن ترانه های محسن نامجو - ̶M̶E̶H̶R̶N̶A̶Z̶ - ۲۹-۲-۱۳۹۲ ۰۱:۵۸ صبح

Cielito lindo

De la Sierra Morena, از کوه سیرا مورنا
Cielito lindo, vienen bajando, محبوبه زیبای من، به پایین می آید
Un par de ojitos negros, یک جفت چشم سیاه
Cielito lindo, de contrabando. معشوقه زیبا، که ممنوع شده است

Ay, ay, ay, ay,آی آی آی آی
Canta y no llores, آواز بخوان و گریه نکن
Porque cantando se alegran,زیرا آواز خواندن شادت می کند
Cielito lindo, los corazones.معشوقه زیبا ،دلدار

ای یار من ، ای یار من، ای یار بی زنهار من
ای دلبر و دلدار من ، ای مونس و غمخوار من
خوش می روی در جان من،خوش می کنی درمان من
ای دین و ای ایمان من، ای بحر گوهر دار من


Ay, ay, ay, ay,آی آی آی آی
Canta y no llores, آواز بخوان و گریه نکن
Porque cantando se alegran,زیرا آواز خواندن شادت می کند
Cielito lindo, los corazones.معشوقه زیبا ،دلدار

ای شبروان را مشعله،ای بیدلان را سلسله
ای قبله هر قافله ،ای قافله سالار من


Ay, ay, ay, ay,آی آی آی آی
Canta y no llores, آواز بخوان و گریه نکن
Porque cantando se alegran,زیرا آواز خواندن شادت می کند
Cielito lindo, los corazones.معشوقه زیبا ،دلدار

ای در زمین ما را قمر ، ای نیمه شب مارا سحر
ای در خطر مارا سپر ، ای ابر شکر بار من


Ay, ay, ay, ay,آی آی آی آی
Canta y no llores, آواز بخوان و گریه نکن
Porque cantando se alegran,زیرا آواز خواندن شادت می کند
Cielito lindo, los corazones.معشوقه زیبا ،دلدار


Ese lunar que tienes,آن علامت زیبایی که تو داری
Cielito lindo, junto a la boca,معشوقه زیبا، کنار لبهایت
No se lo des a nadie,آن را به کسی نده
Cielito lindo, que a m? me toca. معشوقه زیبا،آن متعلق به من است


Ay, ay, ay, ay,آی آی آی آی
Canta y no llores, آواز بخوان و گریه نکن
Porque cantando se alegran,زیرا آواز خواندن شادت می کند
Cielito lindo, los corazones.معشوقه زیبا ،دلدار

ای شبروان را مشعله،ای بیدلان را سلسله
ای قبله هر قافله ،ای قافله سالار من


Ay, ay, ay, ay,آی آی آی آی
Canta y no llores, آواز بخوان و گریه نکن
Porque cantando se alegran,زیرا آواز خواندن شادت می کند
Cielito lindo, los corazones.معشوقه زیبا ،دلدار

مرا تو بی سببی نیستی ، به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل
ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاب دریچه تاریک
کلام از نگاه تو شکل می بندد
خوشا نظر بازی که تو آغاز می کنی



RE: متن ترانه های محسن نامجو - ̶M̶E̶H̶R̶N̶A̶Z̶ - ۲۹-۲-۱۳۹۲ ۰۱:۵۹ صبح

گلادیاتور ها

امان از دستت ای مقام معظم برتری
مقام از دستت ای امان معظم که مقام از تو بر آید از دستت
دستت!

فغان از تو بر آید ای مقام که امان تو می دهی

نمی دانم مربوط به کدام موسیقی مقامی هستی

چه کس تو را ساخته؟ کیان نواخته اند؟

خود من مربوط به کدام موسیقم که مقامی نیست آن
که مقامی نیست مرا در کوی قائم مقامان جهان

ای برهم رساننده ی دو خط حتی موازی
که هیچ کس را چون تو خداوند نکرده است نزدیکی
نزدیکی!

گویند حکایت به این جا رسید که فرزندانش سوراخ سنبه های تمام راز آلودگیش را عیان کرده اند

امان از دستشان

گویند بریده است و از همه بریده، صد و بیست و چهار هزار زن خویش را طلاق داده که عشق پیریش تو بودی و آن جیر پماران

امان از دستت

گویند فرزندانش همه تباه شده اند و خلاف میکنند و تو را برگزیده است برای روزهای پیریش
برای روزهای پیریت تا در آغوش هم به حال دشمن گریه کنید

چه راز آمیز ترینی است نزدیکی های او با تو و عشق انسانی تو به توهم یک همسر
چه رازآمیز!

تو کدبانوترین زن خداوندی
آن چنان که برایت محمد را نیز حتی طلاق داد

و آن فرزندان که از شکم تو زاده اند همه ماده اند
مادگانی چون من
سهم ارث ما نیم است و باید چون تو خانه دار شویم

به امید آنکه خداوند شبی از شبها به بالین تک تکمان بغلتد

خود من از آن دخترانم
از آن مادگان بی مقام که بی مربوط هستم به هر نوع موسیق چون تو ای مادرم
سرورم
مقام معظم سروری

نمیدانم کدام ژن در من نفوذ کرد که شوهرت یا توهمش هیچگاه به بسترم نیامد

من عاشق فرزندان خلافکار تباه شده بودم از همان زمان خودم نیز

آخر شوهرت مرا باکره گذاشت
دیدی؟

که چیزی از این غمینتر نیست
چیزی غمینتر از بی پناهی پیوند معصومانه ی تو و شوهر پیرت

و چیزی غمینتر از خوشبختی ناب آنان که نامشان را دشمن تر از حتی نام من به یاد داری

و لذتی شهوانیست در تلفظت از آن عیان

دشمن حتی نیم نگاهی هم به من و تو نمی اندازد

و چیزی غمینتر از این هم حتی
و چیزی غمینتر از آهنگ آمرف تو

ای مقام! ای معظم! ای رهبری!


معونت از آن‌ توست
آه، الهاکم التکاثر

معونت از آن‌ توست
آه، الهاکم التکاثر

که آوخ میچکد از چشمم
‌ز شر این همه هیاهوی علیل

چه ماراست بس؟
چه ماراست بس؟

چه این دویدن و بلعیدن ماراست پس؟

معونت از آن‌ توست
آاااه، الهاکم التکاثر

حتی رنج
حتی زرتم المقابر
حتی حضور بی‌ غش


آی گلادیاتورهای پارک وی
آی صف ساکن آهن
چیدمان حسرت

نیزه ‌ها بردار، که دم غروب است
جا نماند خود نمای کسی‌ ‌ز پارک، ز وی

نیزه‌ ها بگذار، که دم غروب است
جا نماند خود نماز کسی‌ ‌ز جوانمرد قصاب، ‌ز شهر ری

معونت از آن‌ توست
آه، الهاکم التکاثر

آی گلادیاتورها بتازید بر جرس
آی گلادیاتورها برینید بر ارس

آی گلادیاتورها بتازید بر جرس
آی گلادیاتورها برینید بر ارس

آی گلادیاتورها بخندید بر صفا
آی گلادیاتورها بگریید بر درد ها

آی گلادیاتورها بیفتید روی زن
آی گلادیاتورها بپوشید موی زن

آی گلادیاتورها ببلعید هفت من

آی گلادیاتورها بغرید روی هم
آی گلادیاتورها بپیچیید جلوی هم

آی گلادیاتورها فرعیه در برین
آی گلادیاتورها شرعیه در بیارین

آی گلادیاتورها سمیه پخش کنین
آی گلادیاتورها هرویینه تخس کنین

آی گلادیاتورها بتازید بر جرس
آی گلادیاتورها برینید بر ارس

آی گلادیاتورها بخندید بر صف ها
آی گلادیاتورها بگریید بر در ها

آی گلادیاتورها بیفتید روی زن
آی گلادیاتورها بپوشید موی زن

آی گلادیاتورها ببلعید هفت من

آی گلادیاتورها بغرید روی هم
آی گلادیاتورها بپیچیید جلوی هم

آی گلادیاتورها فرعیه در برین
آی گلادیاتورها شرعیه در بیارین

آی گلادیاتورها سمیه پخش کنین
آی گلادیاتورها هرویینه تخس کنین



RE: متن ترانه های محسن نامجو - ̶M̶E̶H̶R̶N̶A̶Z̶ - ۲۹-۲-۱۳۹۲ ۰۲:۰۰ صبح

بگو بگو

بگو بگو
که چه کارت کنم بگو
که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را

بگو بگو
که شکارت کنم بگو
که شکارت کنم ز گریه جویم و وای

ببین ببین
که فغانت کنم ببین
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را

ببین ببین
که نشانت کنم ببین
که نشانت کنم ز فتنه کینم و ای ای ای


نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه‌های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم
به کوی میکده دیگر علم برافرازم


بیا بیا
که نگارت شوم بیا
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را

بیا بیا
به زیارت شوم بیا
به زیارت شوم چو خسته‌ پایم و آه

همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه‌ی دولت به نام ما افتد

شکن شکن
که شیارت کنم شکن
که شیارت کنم ز شرح شاهد و شور آه

شکن شکن
چه شرارت کنم شکن
چه شرارت کنم ز شمس شاهد و شور

ببین ببین
که چکارت کنم ببین
که چکارت کنم ز گریه جویم و دل را

بگو بگو
که شیارت کنم بگو
که چکارت کنم بگو
به غمزه مویم و های دل



RE: متن ترانه های محسن نامجو - ̶M̶E̶H̶R̶N̶A̶Z̶ - ۲۹-۲-۱۳۹۲ ۰۲:۰۰ صبح

زلف بر باد

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم

شهره شهر مشو تا ننهم سر کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم

حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که در بند توام آزادم

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم
-------------------------